مصاحبه اختصاصی Guitar4all با نوازنده برجسته گيتار:اردشير فرح

اردشیر نواختن گیتار را از 12 سالگی در ایران شروع کرد.که ابتدا در زمینه موسیقی راک فعاليت مينمود. . چون تمام خانواده اش در رشته راه و ساختمان تحصیل کرده بودند،او هم در آنجا به تحصیل در این رشته پرداخت. و در آنجا بود که بیشتر با موسیقی راک و دنيای نوازندگی گيتار آشنا شد.در حین تحصیل با گروه های راک انگلیسی هم کار می کرد. بعد از 5 سال به آمریکا رفت ، ابتدا در بوستون و سپس در کالیفرنیا ساکن شد تا اینکه دانشگاه تمام و دوران زندگی حرفه ای فرح، در زمینه موسیقی آغاز شد.

و همراه با استرانز گروه strunz & farah را تشکیل دادند که برگرفته از نام خانوادگی این دو موزیسین بود. حاصل کار این گروه تاکنون14 CD و اجرای حدود 700 کنسرت در تمام آمریکا و اجرای برنامه های متعدد با نوازندگان معروف دنیا در سبک های مختلف جاز ، راک و پاپ است.

اما نقطه اوج این گروه در سال 1991 بود که به خاطرCD پنجم شان بهترین گروه سال آمریکا شناخته شدند و آلبومشان نیز حدود 14 هفته به گفته فرح- Number one -در صدر آلبومها بود و حدود 47 هفته در رتبهای دوم و سوم .



علاوه بر این آلبوم بعدی آن ها در سال 1993 به نامAmerica نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد.
و در سالهای بعد نيز اين گروه توانست روند موقيت آميز خود در زمينه ضبط آلبوم های جديد و همچنين برگذاری کنسرت ادامه دهد که همکاری با ساير نوازندگان برجسته و گروههای معتبر موسيقی را نيز شامل ميشد


در ابتدا مختصری از خود بگویید و اصلا چگونه علاقمند به گیتار شدید؟
والا من از همان بچگی علاقه به گیتار و موسیقی داشتم بعد کلاس چهارم - در سن نه سالگی شروع به آکوردئون زد کردم که آهنگهایی هم که با آکودئون میزدم آهنگهای کلاسیک - روسی - رومانی و. معمول اون زمان بود
بعدشم که گیتار رو شروع کردم که در سن ۱۳-۱۳ ارکستر پاپ داشتیم و اون موقع ارکسترهای پاپ که کارهای خارجی میزدند خیلی رایج بود. در سال ۱۹۶۹ به لندن رفتم و معماری و مهندسی راه و ساختمان خواندم و در ضمن هر شب هم گیتار میزدم چند سالی هم با گروههای راک اند رول انگلیسی میزدم


بعد سال 1974 اومدم آمریکاو رفتم دانشگاه بوستون و سپس سال 197۶ اومدم به دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و 1979 که از دانشگاه فارغ التحصیل شدم که در همان زمان بود که موسيقی را به صورت حرفه ای کار کردم
که در آنزمان با آقای خورخه استرانز آشنا شدم و از سال ۱۹۸۰ کارمون رو شروع کردیم که از همون موقع تا الان مشغول فعالیت در زمینه اجرا و کنسرت و ضبط بودیم.


وضعیت نوازندگی گیتار در آن زمان چگونه بود ؟
اون موقع در ایران چند نفر بودند که فلامنکو میزدند ولی سبک به اون صورت وجود نبود بودند کسانی که بودند میگفتند گبتار جاز که اون او جاز با این جزی که وجود داشت بسيار متفاوت بود و در حقيقت بیشتر گروههای پاپ بودند
و عده معدودی کلاسیک یا فلامنکو میزدند ولی الان میدونم که در داخل خیلی بیشتر از این ها هست
اون موقع سبک مبهم بود نه به صورت امروزی به این روشنی و واضحی


رقابت سخت نبود و آيا ايرانی بودن و استفاده از فرهنگ ايرانی بشما در اين زمينه کمکی نکرد ؟
اینجا رقابت بسیار بسیار سخت هست و ايرانی بودن بنده بسیار تاثیر داشت برای اینکه اینجا نو آور بودن مهمترین چیز هست
مهمترین عنصری که باعث موفقیت میشه حتی اگه توی یک سبک مثل جز نو آوری کنید یک کار جدید هست وقدرتمند ترین مورد نو آوری هست


آیا ميشه کسی در داخل ايران به سبک های مختلف مثلا جز با فلامنکو بپردازد و به موفقيت برسد؟
بنظر من و این نظر شخصی من در اشخاص استعدادهای زیادی وجود دارد خیلی ها استعداد موزیک فلامنکو و یا جز رو دارند اما برای درک اصلی و شناخت واقعی باید به همون مملکت رفت مثلا اگر فلامنکو بخواهد باید برود به اسپانیا

و بدون اینکه به اونجا بره بنظر من نمیشه به اون حد حرفه ای رسید و یا در جز ولی این دلیل نداشتن توانایی و استعداد نیست و میدونم در وجود ایرانی ها هست ولی دیدن و در بطن ماجرا قرار گرفتن چیز دیگریست ما خودمون تو ایران راک اند رول میزدیم اما وقتی من رفتم انگلیس تازه متوجه شدم راک اند رول يعنی چی با تکنيک ها و کلا با چيزهايی آشنا ميشديد که قبلا شناختی در موردش نداشتيد.


آيا بغير از اجرا در گروه استرانز و فرح فعاليتها با ساير نوازنده ها يا ارتباط با آنها داشته ايد؟
با آقای پاکو دلوسیا دوستی خیلی خوبی داریم تمام سی دی های ما که در میاد ایشون که میاد لس آنجلس برای کنسرت ما بهشون میدیم و حتی قبل از اینکه کار به بازار بياد ما کار رو بهشون ميديم
با آقای خراردو نونز در يک آلبوم ايشون به نام کاليما همکاری داشتیم با جرج بنسون کنسرت داشتیم
با ال دی میولا دوستی داشتیم و برنامه ای 2 سال پیش داشتیم و از نوازنده های ديگر ميشه به استنلی کلارک و پیتر وایت و خيلی های ديگه که کارهايی مشترکی را داشتيم


در مورد آلبومهايتان يک توضيحی بدهيد و اينکه در چه سبکی هستند؟
ما در حال اتمام کار آلبوم ۱۵ هستيم که در سال 1991 بود که به خاطر آلبوم پنجم بهترین گروه سال آمریکا شناخته شديم و در حدود 14 هفتهNumber one بود و حدود 47 هفته Number two , three .
علاوه بر این آلبوم بعدی در سال 1993 به نام America نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد.
در مورد سبکمون بايد يه توضيحی بدم که سبک ما جز خالص نیست کاری که ما میکنیم آفریده خودمونه
آفریده استرانز و فرح

یعنی سبکی نیست که بگیم ما میخایم تو این سبک کار کنیم البته علاقه به موسیقی فلامنکو شنیده میشود اما فلامنکو هم نيست
ما اصلا با پنجه ساز نميزنيم يا بگيم جز خالص در کل استرانز از آمريکای لاتین و من از ایران و از این 2 فرهنگ خیلی استفاده کردیم
و این موزیک زايیده ساعت ها تمرین ها و نواختن های خودمون هست و واقعا جواب به این سوال که سبک ما چی هست سخته و هر کسی یه اسمی براش گذاشته
خیلی ها میگویند فلامنکو که صد در صد غلطه خیلی ها هم ميگويند World Music
ولی کلا توی سبک موسیقی بدون خواننده و اينسترومنتال بیشتر با نوازنده های جز یا در فستيوالهای جز فعاليت داشتيم ولی کار ما نه جز هست نه فلامنکو موسيقی استرانز و فرح بايد بگيم.


آيا با نوازنده های ايرانی نيز فعاليت مشترکی داشته ايد?
از نوازنده های ايرانی با آقای بابک امینی که شخصیت خیلی خوبی داشتند ودر آلبومی که داشتند بنده در دو قطعه همکاری داشتم که کار ایشون هم همینطور ؛ نميشه گفت که فلامنکو هست یا کلاسیک موسیقی بابک امینی هست


با نوازنده های داخل آشنا هستيد و آيا از تحولات اينجا در زمينه موسيقی و نوازندگی با خبر هستيد?
والا اینطور که من میدونم و میشنوم پیشرفت بسیار داشته اما متاسفانه ارتباط چندانی ندارم
دلم میخاد بیشتر رابطه داشته باشم دوستی با آقای بابک امینی باعث شد با چند تا از موزيسين های با استعداد ایرانی منجمله آقای بابک ریاحی که گیتار باس میزدند و بسيار عالی و خوب بودند آشنا بشوم

شما مدتها به ايران سفری نداشتيد چرا؟

دلیلش اینکه سر من واقفعا شلوغه متاسفانه از 2 سال قبل از انقلاب به ایران نیومدم
ولی به اميدوارم اگه فرصتش بشه من آرزومه بیام و حتی اگه موقعیتی که بشه تمام گروه را ایران بیاریم و کنسرت بدیم و از اون طریق با مردم ایران و نوزانده ها رابطه ایجاد پیداکنم و
واقعا این آرزوی بزرگ منه که اینطوری به ایران بیام

تحصبلات در موسیقی چقدر ميتونه تاثیر داشته؟
من خودم تحصیلات موسیقی نداشتم اما خیلی دلم میخواست تحصیلات موسیقی داشته باشم و داشتنش خیلی بهتر از نداشتنشه اما هستند خیلی از نوازنده هایی که تحصیلات موسیقی نداشتند و به مرتبه هایی بالایی از نوازندگی رسيدند مثل پاکو دلوسيا



در حال حاضر از بعد نوازندگی به دنبال چه هدف و آرزويی هستيد ؟
والا همین صحبت که در مورد پاپ کردیم ؛ من رابطه ایجاد کردن با مردم
برایم خیلی مهمه چرا که مردم را خیلی دوست دارم و عاشق اين ارتباط هستم من فکر میکنم در رابطه با تکنیک خیلی کار کردیم چون کار ما خیلی تکنیکيه
و یکی ازدلایلی مشهور بودن ما همین تکنیکال بودن ماست اما بعد از اینکه سالها این کار رو کردیم و کنسرت دادیم من الان چیزی که دربارش خیلی زیاد فکر میکنم اینکه چطور با این گیتار با مردم ارتباط برقرا کنم یعنی یه آدم عادی که گیتاریست نیست گیتار تو رو بشنوه و مورد توجه قرار بگیره بدون اینکه نوازنده از تکنیک کارش کم کنه

بعضیا این کا رو خیلی خوب میکنند برای اینکه ما موزیسين های که تکنیکال هستیم اینقدر تو کار خودمون غرق میشیم که گاهی اوقات مردم رو فراموش میکنیم اینکه من میخام هرچه بیشتر و بیشتر با گیتار با مردم رابطه برقرا کنم همانطور که یک خواننده این کار رو میکنه

چون وقتی میخونه و شعر میگه و شعر هم خیلی راحت قابل فهم هست برای بقیه و
وقتی اون شعر و صدا مورد توجه قرار بگیره اون رابطه ایجاد میشه و این کار را با گیتار انجام دادن خیلی سخته کههدف من اين ارتباط هست.


فضای موسيقی در آمريکا چگونه هست آيا کارها با کيفيت سابق هست يا به سمت تجاری شدن ميرود؟
والا استقبال از تمامی سبک ها استقبال میشه ولی متاسفانه باید بگم از سبک موسیقی جز استقبال خیلی کم شده و متاسفانه من از جو موسیقی دنیای موزیک اینجا گله مندم از موقعیکه
این رپ موزیک و هیپ ها به دنيای موسيقی معرفی شده اند سطح موزیک خیلی پایین رفته حتی رادیوهای جز و کلاسیک هست اما خیلی کمتر و یه مدتی هست یک موزیک آمده بنام اسموت جز
و یه جورای کیفیت موزیک جز را خیلی آورده پایین و موزیسن ها از این مورد خیلی گله دارند و ناراحت هستند
متاسفانه الان موزیکی که مورد استقبال قرار میگیرد موزیک کامپیوتری ؛ موزیک هیپ هاپ و از این موسیقی های بی ارزش هست
ولی از هيچی از علاقه نوازندگان کم نشده اما وقتی جوانها کمتر موسيقی خوب بشنوند کمتر تشویق میشوند به اجرای و گوش دادن به کاری با ارزش و با کيفيت در حاليکه زمانیکه ما جوان بودیم نوازنده های خیلی خوبی در تمامی سبکها بودند
مثل جیمی هندريکس -جرج بنسون -اریک کلاپتنون تا پاکو دلوسیا در فلامنکو يا سگوویا - جان ویلیامز در کلاسيک و در آن برهه زمانی موزیک راک اند رول دنیا گير بود و تو اون موزیک نوازندگی خیلی مهم و چشمگير تز بود مخصولا ازواخر دهه 60 گروهای مثل Cream - لد زپلین - جیمی هندريکس
گیتار و نوازندگی یه چیز خیلی مهم بود


من که در سال ۱۹۶۹ آمدم به لندن همه گیتار میزدند گیتار سالها مهمترین ساز یک ارکستر ومورد توجه ترین ساز موزیک راک اند رول بود
اما اون حالت متاسفانه وچود ندارههرچند موزیک راک اند رول هست اما مثل قدیم نیست


آيا اين جو از موسيقی بر روی کار شما تاثيری نگذاشت آيا باعث نشد به سمت تجاری شدن برود؟
ما تا اونجا که ممکنه سعی کردیم کارمون رو به نحو احسن انجام بدیم اما گاهی اوقات در همون کار باید بعضی از عوامل تجاری را استفاده کنیم نه اینکه موزیک رو عوض کنیم اما از عناصری در موسيقيمون استفاده کرديم اینکار را باید يه گروه انجام بده تا موزیکش تو رادیو پخش بشه تا موزیکش دوام بیاره وگرنه خيلي سریع از بين ميره جامعه بسیار بی رحمیه


شما میتونید يه سال محبوب باشید و در سال دیگه هیچ شما اینجا میتونید از همه چیز به هیچ چی برسید یا بلعکس ولی با همیشه سعی کردیم اون موزیک را به نحو احسن انجام بدیم
و محبوبیت کار ما بخاطر کیفیت کار ما هست


آیا شما به موسیقی ایران نیز علاقمندید؟
بله بسیار علاقمندم و همیشه سعی کردم تا در کارهایم از فرهنگ و موسیقی ایرانی استفاده کنم
بسیار جالب است بدانید درآلبوم دوم ما من تاآنجاییکه ار موسيقي ايران اطلاع ىاشتم از این موسیقی استفاده كردم
هر چند اطلاعات زیادی در مورد ردیف ها و غیره ندارم اما سعی کردم تااین موسیقی را بر روی گیتار پیاده کنم که در نهایت این کار بسیار مورد توجه قرار گرفت


و چه خوب میشد که آهنگسارانی در زمینه گیتار کلاسیک داشتیم تا موسیقی ایرانی را بر روی گیتار استفاده کنند بنظر من بهترین نوع آوری استفاده از فرهنگ خودمون هست حتی در موسیقی فلامنکو حتی میشه بلوز زد اما با شخصیت ایرانی و فکر میکنم در این زمینه باید کار بیشتری انجام داد.
کار آینده؟:
در حال حاضر بر روی آلبوم جدیدمان کار میکنیم که نزدیک 2سالی هست که روش کار میکنیم


پيام شما به نوازنده های داخل ايران:
برای شنيدن اين قسمت از مصاحبه (بصورت فايل صوتی) کليک کنيد

یک پیام خیلی مهمی که من به تمام نوانده ها و نه فقط گیتاریست بلکه تمام نوازنده ها و تمام هنرمندهای ایرانی دارم اینه که ایرانی بودن را هیچ وقت فراموش نکنند
همیشه یادشون باشه ما ایرانی هستیم فرهنگون فرهنگ ایرانیه
و این قویترین عامل هنریه در یک شخص اینکه کجا ئیه و کجا بدنیا اومده و کجا بزرگ شده
ما ها خیلی وقتا تحت تاثیر موزیک غرب قرار میگیریم


فکر مینیم مثلا نوازنده های غرب بخاطر اینکه پر آوازه هستند ومعروف هستند خیلی بالا هستند و نا خود آگاه خیلی وقتها سعی میکنیم مثل اونا باشیم
این هیچ چیز بدی نیست این یه مقدار تقلید و تحت تاثیر قرار گرفتن بد نیست ولی تا یه اندازه ای و همیشه باید
یادمون باشه از خودمون و ایرانی بودنمون از کارمون باید یک اثری باشه


و اگر نباشه اینکار در نظر بقیه مردم دنیا اون ارزشی را که باید داشته باشد را نمیتواند داشته باشد تقلید بیش از حد نباشد این را بخاطر یک سری کارهایی که از ایران بیرون میاد میگم و
بخاطر اینکه کار ما در آمریکا خیلی مورد توجه قرار گرفت بخاطر همین بخاطراستفاده از فرهنگ ایرانی و استفاده از فرهنگ لاتین همکارم آقای استرانز اصلیتمون را نباید فراموش کرد

مصاحبه از : حامد فتحی
اختصاصي guitar4all
info@guitar4all.com


برای درج نظرات در این قسمت رعايت ادب، احترام به ديگران و استفاده از حروف فارسي الزامی میباشد.

دنیای گیتار و گیتاریست: تالار بحث و تبادل نظر
فروشگاه تخصصی موسیقی و گیتار